
حملات به مسجد قبا و محل سکونت خانواده کروبی
توسط اوباشان حکومتی را به شدت محکوم میکنیم!
در روزهای گذشته بار دیگر شاهد حملات اراذل و اوباش به مسجد قبا در شیراز و منزل مهدی کروبی در تهران بوده ایم. حکومت جاهل و فاسد کنونی که با سیاست های نابخردانه خود کشور را چه در صحنه داخلی و چه در سیاست خارجی با بن بست های سیاسی و اقتصادی خطرناکی روبرو ساخته و فقدان پشتیبانی مردم از آن آشکارتر از همیشه نمودار شده است، در نظر دارد با تهدید، سرکوب و ارعاب مخالفین توسط اوباشان، مسئولیت مستقیم خود در این جنایات را کتمان نماید. زهی خیال باطل، زیرا هر ایرانی آگاه بخوبی میداند که مسئول مستقیم این تمهیدات، حکومت و در راس آن شخص علی خامنه ای است.
گروه حاکم مدتهاست که با کمک اراذل و اوباش به تهدید و قلع و قمع مخالفین می پردازد. حتی امروز که برخی از معتقدان به نظام جمهوری اسلامی نیز علیه ستمگری های این حاکمین به مقاومت برخاسته اند، گروه مزبور بجای اینکه از تاریخ بیاموزد و با خاتمه دادن به بیدادگری ها وضع خود را از آنچه هست، بدتر نکند، همچنان با همان شیوه های همیشگی و شناخته شده به تهدید و سرکوب مخالفین و مردم ادامه میدهد.
سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور ضمن اعلام همبستگی با مجروح شدگان مسجد قبا در شیراز و خانواده مهدی کروبی، این جنایات را بشدت محکوم نموده، بار دیگر بر لزوم پایان دادن به این حکومت ضد مردمی و استقرار آزادی، دموکراسی و جدائی دین از حکومت بعنوان پیش شرط های حل معضلات اساسی کشور، تاکید مینماید.
هیات اجرائی سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور
مهندس کامبیز قائم مقام ـ مهندس بهمن مبشری - دکتر همایون مهمنش
سیزدهم شهریور 1389 برابر چهارم سپتامبر 2010
تسلیت به ملت پاکستان
جبهه ملی ایران حادثه سیل ویرانگری را که موجب مرگ و آوارگی گروه های وسیعی از مردم کشور همسایه ما پاکستان گردیده به ملت مظلوم و محروم این کشور تسلیت میگوید .
در این روزها رسانه های عمومی صحنه های دلخراشی از فقر و استیصال میلیون ها نفر انسان را در پاکستان به تصویر کشیدند که قلب هر انسان شرافتمند و نوع دوست را به درد می آورد و نشان میداد که چگونه توطئه های استعماری و حکومت های استبدادی و غیر ملی و فاسد و ناکارآمد میتوانند یک ملت را از حداقل تامین و رفاه دور نگاهداشته و در حضیض فقر و عقب ماندگی رهنمون شوند تا آنجاکه در مقابل بلایای طبیعی و غیرمترقبه بدین گونه ناتوان و بی دفاع بمانند .
ما از هموطنان عزیز و از جامعه جهانی درخواست میکنیم که در این شرایط غم انگیز و بحرانی از هر طریق ممکن به یاری مردم رنجیده و محروم پاکستان بشتابند و از هر گونه کمک و مساعدتی که در امکان دارند نسبت به آنان دریغ ننمایند .
تهران – جبهه ملی ایران

جنبش عشق های ممنوع
مسیح علی نژاد
به تو که جامعه اجازه انتشار نامه های عاشقانه به یار دربندت را نمی دهد.
خطاب این ستون همیشه به یک کس است و این بار خطاب، کسی نیست جز تو که نامه هایت خطاب به اوست که در اوین محبوس و چشم به راه نشسته. به تو که حسرت می خوردی به نامه های همه زنان و مردانی که عشق های مشروع شان را در روزهای حبس و انتظار برای مخاطبان بی شمارفریاد می زدند، اما عرف و بافت یک جامعه سنتی به تو فرصت فریاد زدن عاشقانه هایت برای مسافر اوین را نداد. به تو که به جرم نبودن نامت در شناسنامه او که در زندان چشم انتظار دیدار یار ماند، مغموم از لمس شیشه های اتاق ملاقات شدی. به تو که همپای عزیزت، در خیابان های شهر، حماسه ساختی و وقتی یکی از شما دو نفر را بردند، دیگری سهمی برای ابراز دلتنگی هم نیافت و چنان ساکت ماندی که انگار وجود نداری. برای تو که آن نماز جمعه سبز را برای نخستین بار در تاریخ اسلام سیاسی ایران شاید، نه به شکل مرد در پیش و زن در پس، که شانه به شانه و کنار هم اقامه کردی و همه آن حضور برابر را دیدند اما وقتی همراهت به بند شد، دیگر کسی قیام و قنوت های بی قرار و آن همه انتظار تو را ندید. برای تو که که عشق ممنوع تو خود دلیل کافی برای ممنوع بودن انتشار نامه های عاشقانه و ممنوع الملاقات یار دربندت است. اینجا ایران است و تو هنوز همسر و همراه قانونی و شرعی همراه دربندت نیستی، پس هم عاشقانه هایت را برای خودت نگهدار و هم آرزوی دیدار یار اوین را تا روزی که درهای زندان برای همیشه به روی زندانیان سبز گشوده شود، فراموش کن.
همراه سبز!
پیش از این در همین ستون برای نخستین بار نامه های همسران سیاستمردان دربند را با این عبارت که "ادبیات عاشقانه وارد ادبیات سیاسی این روزهای ایران شده است"، نوشته بودم. صحبت از حماسه های آفریده شده در خیابان نبود، صحبت از هروله های عاشقانه بود، صحبت از عاشقانه های سانسور شده در سیاست محافظه کارانه ایران بود. صحبت از صدای متفاوت زنان ایرانی بود که برخلاف تمامی این سالهایی که بر فضای سیاسی و اجتماعی ایران گذشت، مردان دربندشان را بی هیچ ابایی با واژه گان عاشقانه در صفحات محدود رسانه های عمومی مورد خطاب قرار می دادند. یعنی زنانی که ابراز رای و نظر سیاسی را حق خود دانستند و برایش بی پروا فریاد زدند، خواستن و عشق ورزیدن و به هم آغوشی طلبیدن همسران در حبس خویش را هم به همان سربلندی فریاد زدند. صحبت از زنانی بود که پرده نشینی تمام کردند. دانستند که اگر برای مرد دربند شان، دلتنگ و بی قرار اند، هیچ دلیلی ندارد که صورت پشت چادر سیاه پنهان کنند و سپیدی عشق را سانسور. در وهله نخست و در روزهایی که خیابان بوی خون می داد ابتدا آن مطلب در قاموس برخی از منتقدان، سرخوشی های نا مهم تعبیر شد اما رفته رفته برای همان "عاشقانه های سانسور شده زنان" فیلم ها و قصه ها ساختند و این یعنی جنبش سبز، مبارزه و زندگی را به یک اندازه مهم می شمارد.
همراه جوان!
خطاب آن یکی ستون که از "عاشقانه های سانسور شده" می گفت، همسر احمدی نژاد بود که در مقایسه با زنانی که هر روز با نامه های عاشقانه ابراز وجود می کردند، او به جای قرار گرفتن در کسوت بانوی اول ایران چنان می نمود که انگار وجود خارجی ندارد و حالا خطابم به تو و و همه کسانی است که هم مبارزه و هم زندگی برایتان به یک اندازه مهم است و برایش هزینه می دهید اما حالا رفتار رسانه و جامعه چنان است که گویی شما وجود خارجی ندارید. خطابش به ماست که مبادا طرح این موضوع به کنایه و طعنه، برای مان نا مهم تلقی شود وقتی اصحاب رسانه پای صحبت هر خانواده زندانی یا هر خانوانده جان باخته که می نشینند، پای عشقی هم درمیان است. عشق های رسمی مجال بروز و ظهور می یابند و دردها و دلتنگی هایشان را با جامعه قسمت می کنند و می شوند بخشی از تاریخ جنبش سبز اما آنچه هنوز محافظه کارانه و محتاطانه به آن نگریسته می شود، ماجرای همین عشق های ممنوع است.
آنگاه که برادر امیر جوادی فر، به زیبایی از عشق امیر به دختری سخن می گوید که بعد از روزهای جان باختن امیر در اثر شکنجه های کهریزک، او نیز همپا و همراه پدر و برادر امیر، گریسته و ایستاده است. آنگاه که خانواده دختر دستگیر شده در روز عاشورا از چشم انتظاری، پسر جوان برای مهمان این روزهای اوین می گویند و لابد او هم عاشقانه هایی برای این زندانی سبز نوشته است که هرگز مجال و مخاطبی برای دیده شدن نیافت. آنگاه که همکلاسی های ارسلان و همکاران ساسان از دختران چشم به راه مانده ای سخن می گویند که در کنار خانواده تا پای کابین ملاقات شاید بروند اما باز هم حکایت همان شناسنامه هاست که به این عشق ها رسمیت می دهد و حکایت رسانه هاست که تنها نامه های مجاز عاشقان را منتشر می کنند، غافل از اینکه چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، بخش عظیمی از نسل جوان ایران، همین کسانی هستند که به عشق های ممنوع خود مومنانه وفادار مانده اند و باور دارند که آنها هم بخشی از جنبش سبز ایران هستند و باید که در فردایی آزاد و آباد دیده و شنیده شوند.
همراه و هم نسل سبز من!
این بار صحبت از توست که پرده نشین شده ای. یا ما در مقام رسانه و جامعه سانسورت کرده ایم یا تو هنوز در جامعه ای که آدم ها را به خاطر شخصی ترین انتخابش محاکمه و محکوم می کنند، جرات و جسارت گریستن با صدای بلند را هم نمی یابی. شاید هم خوب می دانی ممکن است کسانی هنوز در حوالی خودت باشند که هر صدایی از تو را می گذارند به حساب پر رویی های جوانانه و خط می کشند بر روی خرمن خاطرات نابی که سیاست خشک ایران را آراست در این روزها سبز. ما عادت نداشتیم که سیاستمداران مان دست همسران خویش را به همان گرمی و شیرینی بفشارند که ما اگر چنین می کردیم متهم به شکستن حریم اجتماعی بودیم. میرحسین دست زهرا رهنور را به همان سادگی فشرد و با او در همایش ها راه رفت و شاید همین شیوه او در قاموس خیلی از زنان و مردان محافظه کار ایران، زیاده روی های سرخوشانه تعبیر شود. اما فراموش نکنیم به رسمیت شناختن عشق های پاک و ناب و هیمن دلگرمی های کوچک خانوادگی است که خانه بزرگترمان ایران را سرپا و سرخوش نگاه می دارد.
http://www.roozonline.com/persian/sotun/sotun-item/article/2010/july/24//-63e4687876.html
حقوق بشر

حامی حقوق بشر، پشت میلههای زندان""
اعطای جایزه کنگره اسلامی امریکا به شیوا نظرآهاری

کنگره اسلامی امریکا جایزه "حامی حقوق بشر پشت میلههای زندان" را به شیوا نظرآهاری عضو زندانی کمیته گزارشگران حقوق بشر اهدا کرد. خانم کریمان، مادر شیوا از این بنیاد تشکر میکند که فرزندش را شایسته این جایزه دانستهاند.
شیوا نظرآهاری کنشگر حقوق کودکان و زنان که ۹ ماه است در زندان به سر میبرد، از طرف یک سازمان غیردولتی در امریکا برنده جایزه سالانه «حامی حقوق بشر پشت میلههای زندان" اعلام شد.
زینب السواجی، دبیر اجرایی کنگره اسلامی امریکا، اهداکننده این جایزه، گفته است: «شیوا نمونهای از یک حامی شجاع حقوق بشر و زنی نمونه در منطقه خاورمیانه است».
کنگره اسلامی امریکا یک نهاد مدنی است که پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر و به منظور ترویج روحیه تساهل و تسامح بین مسلمانان و غیرمسلمانان تاسیس شد.
دبیر اجرایی این کنگره با اشاره به نزدیکی سالگرد حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، به دستگیری شیوا در این روز اشاره کرد و گفت شیوا تنها برای شرکت در مراسم یادبود قربانیان ۱۱ سپتامبر و روشن کردن شمع برای آنان، توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دستگیر شد.
شهرزاد کریمان مادر شیوا نظرآهاری در مورد اولین دستگیری دخترش چنین میگوید: «دختر من اولین بار در سالگرد ۱۱ سپتامبر بازداشت شد. آن سال خیلی به ما سخت گذشت. چون تا مدتی که شیوا در زندان بود، هیچ خبری از او نداشتیم. تنها یک افسر پلیس ۱۱۰ خبر کوتاهی به من داد و گفت که اینها بازداشت شدهاند و منتظر باشید که خودشان با شما تماس بگیرند. در آن یک ماه، به من و پدرش و تمام خانواده خیلی سخت گذشت. چون اصلاً نمیدانستیم که این بچه کجاست».
به گفتهی خانم کریمان، شیوا تنها به این جرم که در آن روز خاص شمع همراه داشته به پرداخت ۲۰۰ هزار تومان جریمه محکوم شده است.
شیوا نظرآهاری برای دومین بار در تاریخ ۲۴ خرداد ماه سال ۸۸در محل کارش بازداشت شد. او پس از سپری کردن ۱۰۲ روز بازداشت، در اول مهرماه با تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. خانم نظرآهاری مدت ۳۳ روز از این مدت را در سلول انفرادی سپری کرد.
او برای سومین بار در سال گذشته در تاریخ ۲۹ آذرماه در حالی که عازم شرکت در مراسم خاکسپاری آیتالله منتظری بود، بازداشت شد و از آن زمان تا کنون بدون داشتن مرخصی و بدون توضیح مسئولین در خصوص دلیل نگهداری وی، همچنان در زندان به سر میبرد.
بیم و امید در بارهی حکم دادگاه
دادگاه این فعال حقوق بشر قرار است روز شنبه ۱۳ شهریور ماه برگزار شود. مادر وی میگوید حتی اگر اجازه حضور در دادگاه را به او ندهند تنها برای در آغوش کشیدن دخترش در محل تشکیل دادگاه حاضر خواهد شد: «من که حتماً میروم. اما نمیدانم اجازه خواهم داشت در صحن دادگاه حضور پیدا کنم یا نه. ولی اگر اجازه هم ندهند که دخترم را در سالن دادگاه ببینم حتما میروم چون الان مدتی است که ما ملاقات حضوری نداشتهایم و ملاقاتها همیشه از پشت کابین است، اگر اجازه داشته باشم، لااقل آنجا چند لحظهای بغلاش کنم و از این دلتنگی خلاص شوم، خیلی خوشحال میشوم».
محمد شریف وکیل مدافع شیوا قبلا اعلام کرده بود که اتهام محاربه به وی تفهیم شده است. به همین سبب، فعالان حقوق بشر و سازمانهای بینالمللی، کمپینی را برای آزادی شیوا نظرآهاری و تبرئه او از این اتهام به راه انداختهاند.
خانم کریمان میگوید نمیداند فردا در دادگاه دخترش چه پیش میآید اما اظهار امیدواری میکند که قاضی تنها از روی عدل قضاوت کند: «من به گفتههای وکیل شیوا، دکتر شریف، استناد میکنم که پرونده را خواندهاند و خانواده را هم در جریان پرونده گذاشتهاند؛ ایشان میگویند که دادگاه باید حتماً شیوا را تبرئه کند. چون هیچ سند و مدرکی دال بر اینکه شیوا کاری غیرقانونی انجام داده باشد، وجود ندارد. ولی اینکه دادگاه چطوری پیش برود را هیچکس نمیداند. چون همه میدانند که دادگاههای ایران روندی عادی را طی نمیکند. واقعاً خبر ندارم که حکمها چگونه است، ولی امیدوارم فردا قضاوت قاضی عادلانه باشد و از روی عدل قضاوت کند، نه اینکه دستور داشته باشد تا حکمی صادر کند».
میترا شجاعی
تحریریه: فرید وحیدی
آلمان خواستار لغو حکم سکینه آشتیانی شد
به دنبال گسترش اعتراضهای جهانی نسبت به صدور حکم اعدام برای یک زن ایرانی به جرم
«رابطه نامشروع»، دولت آلمان نیز از رهبران جمهوری اسلامی خواسته است، بدون درنگ
حکم اعدام سکینه آشتیانی را لغو کنند.
یکی از سخنگویان وزارت امور خارجه آلمان روز جمعه با اشاره به تلاش دولت این برای
لغو مجازات اعدام در سراسر جهان به روزنامه آلمانی «دیولت» گفته است، دولت آلمان
خواستار لغو حکم اعدام سکینه محمدی آشتیانی است.
سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان با اشاره به صدور حکم سنگسار برای خانم آشتیانی
اظهار داشته است: «سنگسار مجازاتی غیر انسانی و مغایر با حقوق بشر است، که ما به
شدت هر چه تمامتر آن را محکوم میکنیم.»
وی همچنین افزوده است: «از این رو اجرای مجازات سکینه آشتیانی نه تنها باید به حال
تعلیق درآید، بلکه باید به طور کامل لغو گردد.»
سکينه محمدی آشتيانی، مادر دو فرزند نوجوان، در سال
۸۴
به جرم مشارکت در قتل همسرش به تحمل
۱۰
سال حبس محکوم شد، اما چندی پیش به اتهام «ارتباط نامشروع» به سنگسار محکوم شد.
با این حال به دنبال اعتراضهای گسترده جهانی نسبت به احتمال سنگسار وی، مقامهای
قضایی جمهوری اسلامی اعلام کردند، اجرای حکم سنگسار وی متوقف شده است.
در این میان سازمان عفو بینالملل با بیان این که تغییر در روش اعدام خانم آشتیانی
مشکلی را نمیکند، از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته است، از اعدام این مادر
۴۳
ساله، که دو فرزندش چشم به راه او هستند، خودداری کنند.
همچنین هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا نیز روز سهشنبه با
انتشار بیانیهای، ضمن ابراز نگرانی از سرنوشت برخی از زندانیان محکوم به اعدام در
ایران از جمله سکینه محمدیآشتیانی، اعلام کرده بود، اگرچه دولت جمهوری اسلامی گفته
است، حکم سنگسار خانم آشتیانی را اجرا نخواهد کرد، با این حال سرنوشت وی همچنان در
هالهای از ابهام قرار دارد.
از سوی دیگر محسن شاطرزاده، سفیر جمهوری اسلامی در برزیل روز پنجشنبه به خبرگزاری
برزیل گفته است، تاکنون هیچ درخواست رسمی از سوی برزیل در مورد اعطای پناهندگی به
سکینه آشتیانی به مقامهای ایرانی ارائه نشده است.
این در حالی است که لوییزایناسیو داسیلوا، رئیس جمهور برزیل، حدود دو هفته پیش از
رهبران جمهوری اسلامی خواسته بود، اجازه دهند سکینه محمدی آشتیانی، به برزیل بیاید
و از این کشور پناهندگی بگیرد، که این پیشنهاد با حمایت ایالات متحده آمریکا نیز
روبرو شده بود.
رهبران جمهوری اسلامی که روابط نزدیکی با رئیس جمهور برزیل دارند، سخنان وی را در
این باره «احساسی»
خوانده بودند. همچنین سفیر ایران در برزیل نیز در این باره گفته است، رئیس جمهور
برزیل «تنها به دلایل انساندوستانه» این پیشنهاد را مطرح کرده و دولت ایران
اطمینان دارد که لولا داسیلوا در امور داخلی جمهوری اسلامی دخالت نمیکند.
محسن شاطرزاده همچنین افزوده است: « محاکمه (سکینه آشتیانی) به ایرانیها مربوط
میشود، چرا باید دیگران در آن مداخله کنند؟»
سیمای
جمهوری اسلامی ایران روز پنجشنبه، اعترافاتی منتسب به سکینه محمدی آشتیانی درباره
قتل همسرش را پخش کرده است که باعث تشدید نگرانیها در مورد اجرای حکم وی شده است.
http://www.radiofarda.com/content/F11_Iran_Germany_Sakineh_stoning/2127252.html
دو ایرانی برنده جایزه هلمن - همت شدند
پروین اردلان و آذین ایزدی فر به همراه چهل نویسنده و روزنامه نگار از کشورهای مختلف جهان، برنده جایزه بین المللی "هلمن – همت" در سال ۲۰۱۰ شدند.
این جایزه هر سال از طرف سازمان دیده بان حقوق بشر به نویسندگانی اهدا می شود که به دلیل انتقاد از مقامات حکومتی یا انتشار گزارش های مخالف نظرات حکومت، مجازات می شوند.
سازمان دیدبان حقوق بشر روز چهارشنبه ۱۳ مرداد ( ۴ اوت)، اعلام کرد که جایزه هلمن- همت به ۴۲ نویسنده از ۲۰ کشور جهان تعلق گرفته است، اما به منظور حفظ امنیت افراد، تنها نام ۳۰ نفر از برندگان را منتشر و از معرفی بقیه خودداری می کند.
پروین اردلان، یکی از برندگان ایرانی این جایزه، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان است که در ایران از جمله به دلیل فعالیت در "کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" بازداشت شده بود.
او پیش از این درسال ۲۰۰۷ برنده جایزه اولاف پالمه از کشور سوئد شد، اما دولت ایران اجازه خروج از کشور را برای دریافت این جایزه به او نداد.
خانم اردلان پس از اتفاقات انتخاباتی سال گذشته، ایران را ترک کرد و به عنوان شهروند میهمان، در سوئد اقامت گزید.
به نوشته وبسایت دیدبان حقوق بشر، خانم آذین ایزدیفر، دیگر برنده ایرانی جایز هلمن- همت نیز برای اولین بار در ۱۶ سالگی پس از دستگیری توسط نیروهای پلیس به سه سال حبس محکوم شد. او بعدا هم به علت فعالیت های سیاسی از ادامه تحصیل در رشته داندانپزشکی محروم شد.
خانم ایزدی فر پس از آن که در سال ۲۰۰۶ نیروهای امنیتی به خانه اش حمله کردند، به وین اتریش رفت و در سازمان عفو بین الملل مشغول به کار شد. او هم اکنون در کالیفرنیا زندگی می کند.
جایزه هلمن - همت به افتخار لیلیان هلمن، نمایشنامه نویس آمریکایی و دشیل همت، نویسنده و فیلمنامه نویس آمریکایی نامگذاری شده است.
اهدای این جایزه از سال ۱۹۹۰ آغاز شده و طی این پانزده سال به بیش از چهارصد نویسنده از هشتاد و هشت کشور مختلف جهان اهدا شده است.
روشنک داریوش، مهرانگیز کار، تقی رحمانی، اسماعیل خوئی، هوشنگ گلشیری، آسیه امینی، یوسف عزیزی بنی طرف، محمدصدیق کبودوند و آرش سیگارچی از جمله ایرانیانی هستند که پیشتر برنده جایزه هلمن - همت شده اند.
برندگان این جایزه را هیئتی از نویسندگان، ویراستاران و روزنامه نگارانی که سابقه فعالیت در زمینه آزادی بیان داشته اند انتخاب می کنند .
. http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/08/100805_l44_ardalan_izadifar_hellman_hammett.shtml
چهرهای که اجرای حکم قطع دست از ایران ارائه میدهد
پس از قطع دست پنج نفر در زندان همدان به جرم دزدی، دادستان همدان گفت ایکاش اجرای این حکم در ملاعام صورت میگرفت. ولی محمد مصطفایی حقوقدان ساکن تهران معتقد است اجرای چنین احکامی تبلیغ علیه ایران است.
در حالی که کمپینهای مختلفی در دنیا برای مبارزه با اجرای حکم سنگسار در ایران به راه افتاده است، خبر رسید که در ایران دست پنج نفر را به جرم سرقت قطع کردهاند. همه اینها در حالی است که اوایل ماه گذشته و در مجلس ایران، علی شاهرخی، رییس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس از حذف مجازات سنگسار، ارتداد و قطع دست خبر داده بود. پیش از این آیت الله صانعی از مراجع تقلید مسلمانان شیعه در ایران گفته بود، «اجرای حکم سنگسار و قطع يد در زمان غيبت ممنوع است».
چه کسانی کشور را اینگونه معرفی میکنند؟
در همین رابطه محمد مصطفایی، وکیل پایه یک دادگستری و حقوقدان در تهران معتقد است اجرای چنین حکمی، تبلیغ علیه نظام است. او درباره امکان بهوجود آمدن کمپینهایی در دنیا برای مبارزه با اجرای حکم قطع دست به دویچهوله میگوید:« این امکان وجود دارد که دوباره کمپینهای مختلفی به راه بیفتد. به نظر من دستگاه قضایی ایران، نباید کاری انجام دهد که فعالین حقوق اجتماعی، در داخل و خارج از ایران تحت تاثیر قرار بگیرند و به گونهای تحریک شوند. کسانی که کشورمان را اینگونه معرفی میکنند تبلیغ علیه نظام میکنند.»
بهمن کشاورز، رئیس اتحادیه کانونهای دادگستری ایران به خبرگزاریهای داخل ایران گفته است، «ممکن است مجازات قطع دست در موارد نادری عملی شده باشد اما این مجازات، عملا در نظام حقوقی ایران متروک است.»
محمد مصطفایی، حقوقدان ساکن تهران نیز درباره تاریخ پس از انقلاب و اجرای حکم قطع دست میگوید: «در طول دوران پس از انقلاب، تا به حال ندیده و نشنیدم که در یک مرحله و در یک مکان انگشتان دست پنج نفر را قطع کنند و بعد یک مقام قضایی طوری که این عمل را برای خود افتخاری بداند این خبر را مطرح کند و در نهایت متاثر شود از اینکه چرا اجرای حکم قطع دست در ملا عام انجام نشده است. در تاریخ پس از انقلاب به تعداد انگشتان یک دست هم اجرای حکم قطع انگشتان دست وجود نداشته است. تمام احکامی که در مورد سرقت صادر شده بود بدون استثنا مشمول مجازات حبس و رد مال برای سارق میشد. من وقتی این خبر را شنیدم شوکه شدم.»
عدم دسترسی مجرمین به وکیل
این وکیل پایه یک دادگستری ایران همچنین به دویچهوله میگوید: «اگر سرقتی انجام شده باشد و تمام مواردی که دادستان همدان برای اجرای حکم قطع دست اعلام کردهاند هم در پرونده سارق وجود داشته باشد، وکیل قبل از اثبات جرم میتواند به موکلش بگوید که شما توبه کن و بگو اشتباه کردم. اگر مجرم این کار را انجام دهد به هیچ عنوان حد یا مجازات قطع دست نسبت به این شخص اجرا نخواهد شد. در پروندههای مشابهی که داشتم، وقتی موکلینم عمل خلافی انجام داده بودند اعلام میکردند که من توبه میکنم و من را ببخشید. بیشتر مجرمین این عمل را انجام میدهند. در مورد کسانی که انگشتان دستشان قطع شده، من مطمئن هستم اگر به وکیل دادگستری دسترسی داشتند هیچوقت چنین حکمی برایشان صادر نمیشد. اگر وکیل دادگستری از ابتدا در جلسات دادرسی و بازجویی شرکت کند مسلما راهکارهایی وجود دارد برای اینکه مجازات قطع دست اعمال نشود.»
در حالی که از لحاظ آمار، ایران دومین کشور اعدام کننده شهروندان خود و اولین کشور اعدام کننده کودکان زیر هجده سال است، برخی مقامات ایرانی معتقدند اجرای قوانینی همچون اعدام، سنگسار و قطع دست با هدف تنبیه مجرم و عبرت آموزی برای دیگران صورت میگیرد.
محمد مصطفایی در اینباره به دویچهوله میگوید:«اجرای این احکام نهتنها در مورد تنبیه متهم تاثیری ندارد بلکه در مورد ارعاب دیگران هم تاثیری ندارد. در مورد تنبیه، کسی که دستاش قطع شده دیگر نمیتواند زندگی کند. شاید درست نباشد که این را بگویم ولی برای اینگونه اشخاص تنها راهی که باقی میماند خودکشی است. این افراد دیگر چیزی ندارند که از دست بدهند. این عمل حالت بازدارندگی برای افراد دیگر را هم ندارد. ما در سال آمار بسیار بالایی در مورد اعدام داریم. آیا از آمار جرایم ما کاسته شده است؟ نهتنها میزان جرایم تغییری نکرده بلکه افزایش هم پیدا کرده. تنها تاثیری که اجرای حکم قطع دست دارد این است که وجهه کشور ایران در سطح بینالمللی خراب شود.»
حسین کرمانی
تحریریه: بهمن مهرداد

تداوم رهبری یا اعلام بی طرفی
رامین كامران
کارمندان روابط عمومی اصلاح طلبان كه به اقتضای شغل خود می كوشند تا از رهبران این جناح چهره ای هرچه مقبول تر به دیگران عرضه بدارند گفتگویی با كروبی ترتیب داده اند تا وی را گامی به جدایی دین و دولت نزدیك كنند و اگرنه پشتیبانی از سكولاریسم، لااقل این تأییدیه را از او بگیرند كه اگر مردم حكومت سكولار بخواهند با آن مخالفتی نخواهد داشت. البته همین مانده بود كه شیخنا بگوید اگر مردم هم خواستند من جلویش می ایستم! ولی به هر حال همین كه گفته و بالاخره بعد از اصلاح طلبان…ادامه
بررسی شکوه و خزلان نهضت ملی نفت
داوود هرمیداس باوند
دکتر داوود هرميداس باوند مي گويد در طول صد سال گذشته هر زمان که تحولي در ايران رخ داده و دستاورد ها و افتخاراتي کسب شده،متاسفانه اين دوران ها به خزلان منتهي شده است. به عقيده او تاريخ مبارزات نهضت ملي نفت هم با شکوه ملي کردن صنعت نفت آغاز شد ولي به خزلان کودتاي 28 مرداد ختم شد.باوند در بازخواني اين حادثه، نقش کشورهاي خارجي را پررنگ مي داند، البته او نا آگاهي دولتمردان مصدق از معادلات بين المللي را هم از نظر دور نمي دارد و از مجموعه اين عوامل به عنوان عوامل شکست نهضت نفت ياد مي کند...ادامه
انتخابات آزاد یک شعار نیست یک راهبرد است
کورش زعیم
"... نظام حکومت اسلامی یک حکومت دیکتاتوری مذهبی یکسونگر می شود که همه باورها، اندیشه ها و سلیقه های دیگر را نفی و طرد می کند. اینگونه حکومت نخست در زمان خلیفه های بغداد بر ما تحمیل شد، و در اروپا هم در سده های تاریک میانه نمونه های آن تجربه شده است. تجربه حکومت طالبان در افغانستان هم نمونه خوبی از عملکرد حکومت اسلامی در دوران معاصر بود. فرهنگ ایرانی هیچگاه چنین شیوه اداره کشور را نپذیرفته است و در کشوری برخوردار از یک فرهنگ والای مردم گرا و معتقد به حقوق بنیادین بشری عملی نیست..". ادامه
آزادی و اختيار
فرشید یاسائی
باید انسان های معترض فرصت کافی داشته باشند تا دوباره جنبش نوین را ارزیابی و نکات مختلف آنرا بررسی کنند تا بدیل دیکتاتوری ، دیکتاتوری جدید امکان تولد و رشد نیابد. تجربیات جنبش ضد دیکتاتوری نشان داد که حداقل های کم هزینه و قابل دسترسی ، اثربخش و تشعشع آن بیشتر خواهد بود. برای نمونه اتخاذ سیاست تحریم جهت خنثی کردن تبلبغات اسلامی..ادامه
حکومت بانک ها
سرژ حالیمی
وقاحت سوداگران مالي، اعتراضات گستردۀ مردم جهان را بر انگيخته و دولتها را ناچارساخته است تا قدري از محافل مالي فاصله بگيرند. پرز يدنت باراک اوباما، در روز بيستم ماه مه گذشته، بانکداران مخالف طرح قانوني جديد خويش درجهت نظارت دولت بروال استريت را« دارو دستۀ گروه هاي فشار» خواند. آيا قانون را همچنان امضاء کنندگان چک ها خواهند نوشت؟...ادامه
دگردیسی جهان
نوآم چومسکی
از ميان اظهار عقيده هاي نوآم چامسکي، نقد سياست خارجي آمريکا بيشترين شمار نظرها و تفسيرها را برانگيخته است، در ستونهاي نشريه ما نيز چنين بوده. اما بسياري موضوعهاي ديگر در کانون توجه او قرار گرفته اند...ادامه
چرا علما به نجف نمی روند؟
حسن بهگر
"...آقای سروش امروز که این علما در نهایت رفاه هستند و هرگونه مال و منال دارند و دستشان بر پول نفت گشاده است (از آیت الله مکارم شیرازی گرفته تا آیت الله مصباح یزدی که همه مایحتاج مردم از قبیل قند و شکر در انحصار دارند و یکباره در شب جشن نوروز آن را 100 تا 150% گران تر می کنند) انتظار دارد به نجف بروند که چه بشود؟ آنها نجف را به ایران آورده اند و امروز قوه ی قضاییه و قوه ی مقننه و قوای انتظامی کشور هم در دست نجف زادگان است..." . ادامه
دکتر مصدق و استقلال ملی (سیاسی، فرهنگی و اقتصادی)
منوچهر جمالی
" ... من ازهمان آغاز، متوجه شدم که رسیدن به آرمان های او ، که ابعاد« فراتاریخی» داشت ، نیاز به تفکرمستقل ایرانیان دارد که از سرچشمه ی فرهنگ خود ایران جوشیده باشد . از آن پس ، من ، سرمایه عمرم را هزینه کردم تا کاری را که مصدق درگستره سیاست و اقتصاد آغازکرده بود ، درگستره فلسفه و فرهنگ ادامه بدهم . تحصیلات من در دانشگاههای مختلف آلمان در بخش های فلسفه وعلوم اجتماعی و دینی و سیاسی، مرا به این نکته رسانید که تفکرمستقل و آزاد ایرانیان ، فقط و فقط برپایه فرهنگ اصیل ایران ممکنست ..." . ادامه
جامعه
شرکتهای آلمانی و قاچاق تسلیحات برای ایران
یک روزنامه آلمانی فاش میکند که شرکتهای کوچک مستقر در ایالت مرکزی وستفالن آلمان از برنامههای اتمی و موشکی و ساخت جنگندههای بیخلبان جمهوری اسلامی پشتیبانیکردهاند. دادستان آلمان در تعقیب این شرکتها است.
روزنامه "وستن" که در غرب آلمان منتشر میشود، گزارش میدهد که دادستان آلمان در تعقیب شرکتهای مستقر در ایالت مرکزی "نورد راین وستفالن" است که به نظر کارشناسان امنیتی، از برنامههای اتمی و موشکی جمهوری اسلامی پشتیبانی و به ایران برای ساخت بمبافکنهای بیسرنشین کمک کردهاند.
نقش شرکتهای کوچک
وستن مینویسد:«کارشناسان امنیتی معتقدند که بیش از همه این شرکتهای کوچک وستفالن هستند که با نقض تحریمها، قطعات مورد نیاز برنامههای تسلیحاتی اتمی و غیراتمی را به ایران فرستادهاند. از جمله یک شرکت سازنده موتور هواپیما، ۳۰ موتور به ایران فرستاده که میتواند در ساخت بمبافکنهای بدون خلبان مورد استفاده قرار گیرد. این شرکت آلمانی سعی میکند نشان بدهد که موتورها برای دوبی خریداری شدهاند.»
برپایه گزارش وستن، همچنین دادستان شهر آخن از یک شرکت شکایت کرده که قطعات ساخت تسلیحات را، به عنوان ژنراتور برق ثبت کرده تا بتواند آنها را به ایران بفروشد. به گفته "روبرت دلر" دادستان بوخوم، شرکت مورد نظر، تاکنون توانسته یک موتور را به ایران صادر کند، اما تلاشاین شرکت برای ارسال بقیه موتورها به نتیجه نرسیده است.
روزنامه آلمانی مینویسد، احتمالا در یک مورد مهم باید یک آلمانی ۶۵ ساله به نام "هاینتس اولریش. ک" و یک ایرانی ۵۲ ساله بهنام "محسن. آ" در دادگاه عالی ایالتی دوسلدورف مورد بازپرسی قرار گیرند. این مورد، مربوط به فروش یک موشک اتمی است. دادستان فدرال آلمان این دو را متهم کرده که یک کوره ویژه به بهای ۸۵۰ هزار یورو به ایران فروختهاند. با استفاده از این کوره میتوان موشکها و کلاهکهای آنها را در برابر حرارت مقاوم کرد.
گاوبندی ایرانی و آلمانی
دادستان فدرال آلمان مطمئن است که سفارشها مستقیما از سوی مسئولان برنامه اتمی ایران به محسن. آ رسیدهاند. این سفارشها، تهیه، ارسال، نصب و راهاندازی تاسیسات را دربر میگرفته است.
تحقیقات دادستانی نشان میدهد که محسن. آ ، پس از ایجاد یک شبکه ارتباطی در آلمان، با هاینتس اولریش ک ارتباط برقرار کرده و کوره مورد نیاز ایران را به او، که سازنده کورههای ویژه است، سفارش داده است. هاینس اولریش، یک شرکت متعلق به محسن آ را که در آسیا به ثبت رسیده، به عنوان دریافت کننده کوره معرفی کرده، در حالی که میدانسته دریافتکننده نهائی دولت ایران است.
۱۰۰ شرکت استتاری
مسئولان امنیتی آلمان تاکنون به این نتیجه رسیدهاند که حدود ۱۰۰ شرکت استتاری، با استفاده از روشهای مشابه، در آلمان برای تامین قطعات تسلیحاتی مدرن ایران کار میکنند. برخی از این شرکتها، حتی نیازهای نیروگاه بوشهر را تامین کردهاند.
به گزارش وستن، در نوامبر سال ۲۰۰۹ میلادی، ماموران گمرک آلمان در چارچوب عملیات "ارلی بیرد" تعدادی محموله را در فرودگاه فرانکفورت توقیف کردند که مقصد آنها روسیه اعلام شده بود، اما قرار بود از راه دوبی به نیروگاه بوشهر برسد.
اول ژوئیه امسال، ضربه دوم به معاملات پنهان ایران وارد آمد: ماموران، سیستمهای محاسبه و کلیدهای قطع و وصلی را توقیف کردند که به وسیله زیمنس ساخته شده بود، اما مارک این شرکت را نداشت و قرار بود از راههای پیچیده به ایران برسد.
« اتحادیه اروپا به تهدیدها علیه کروبی واکنش نشان دهد »
یک نماینده پارلمان آلمان خواهان واکنش اتحادیه اروپا نسبت به تهدیدها علیه امنیت جانی مهدی کروبی شد. در ایران نیز یک گروه روحانی حمله به منزل کروبی و مسجد قبا در شیراز را محکوم کرد و به نسبت به عواقب این حرکات هشدار داد.
یک نماینده ایرانیتبار مجلس آلمان روز جمعه (سوم سپتامبر) نسبت به خطراتی که جان آقای کروبی را تهدید میکند، هشدار داد و خواستار واکنش اتحادیه اروپا در این باره شد.
امید نوریپور، نماینده پارلمان آلمان از حزب سبزها به خبرگزاری آلمان گفت، الان درست همان موقعی است که اتحادیه اروپا باید واکنش نشان دهد. نوریپور افزود، باید جلوی اعمال خشوت حکومت ایران علیه رهبران اپوزیسیون گرفته شود.
محل سکونت مهدی کروبی، یکی از روحانیون معترض به عملکرد حکومت ایران و از چهرههای سرشناس جنبش سبز، در پنج شب گذشته آماج حملات گروههای وابسته به حاکمیت در ایران بود و این حملات آسایش و امنیت همهی ساکنان محل را برهم زده است.
در حملات شبانهروز گذشته به منزل آقای کروبی، مهاجمان از سلاح گرم و مواد آتشزا نیز استفاده کردند. در حملهی شب گذشته چند نفر، از جمله مسئول تیم محافظان آقای کروبی که برای صحبت با مهاجمان به سمت آنان رفته بود، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به بیمارستان انتقال یافت. محاصرهی محل سکونت آقای کروبی تا بعداز ظهر روز جمعه سوم سپتامبر ادامه داشت.
روز جمعه همزمان با حمله به منزل کروبی، مسجد قبا در شیراز نیز بسته شد و طلبههای مسجد مورد حمله و ضرب و شتم لباسشخصیهای وابسته به حکومت شد. این مسجد محل درس و تدریس آیتالله دستغیب، یکی از روحانیون منتقد حکومت است.
واکنشها در داخل
در داخل ایران «مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم» که یک تشکل روحانی منتقد حاکمیت ایران است، حملات گروههای طرفدار حکومت به منزل آقای کروبی و مسجد قبا را محکوم کرد.
مجمع مدرسین و محققین در بیانیهی خود نوشت، «امنیت از حقوق اولیه شهروندان است و نخستین وظیفه هر حکومت ایجاد امنیت برای همگان میباشد.»
مجمع مدرسین و محققین از مسئولان حکومت خواسته جلوی این حملات را بگیرند و گرنه به گفتهی این تشکل، «دود این بیقانونیها و خودسریها و هتک حرمتها در آینده نه چندان دور بیشتر از همه به چشم آمرین بینظمیها و هتاکیهای امروز خواهد رفت».
حزب اعتماد ملی نیز که ریاست آن را مهدی کروبی بر عهده دارد، روز جمعه حمله به منزل آقای کروبی را محکوم کرد و و به حاکمیت ایران هشدار داد، «نمیتوان با تکیه بر زور در مقابل اراده ملتی حقجو ایستاد».
حزب اعتماد ملی مهاجمان به منزل کروبی را «مزدوران اصحاب قدرت» معرفی کرد و نوشت، «ظاهرا بهانه مزدوران مهاجم، جلوگیری از حضور حجتالاسلام والمسلمین مهدی کروبی در راهپیمایی روز قدس بوده است.»
به اعتقاد حزب اعتماد ملی، «اینگونه وحشیگریها توسط مزدوران اصحاب قدرت، دلیل بر دروغپردازی هیئت حاکمه مبنی بر داشتن پایگاه مردمی و حدود ۲۵ میلیون رأی در میان مردم و ترس آنان از حضور حجتالاسلام والمسلمین مهدی کروبی و دیگر رهبران جنبش اصلاحی از جمله آقای میرحسین موسوی در میان مردم است.»
روز جمعه همچنین میرحسین موسوی در پیامی حمله به منزل آقای کروبی را محکوم کرد و آن را «نشان از ره گم کردگی اقتدارگرایان» دانست.
آقای موسوی در پیام خود نوشت، «این اقدامات سازمان یافته که حدود ۵روز است زیر نظر نیروهای انتظامی و امنیتی آغاز شده است نشان دادند که اشغال قدس شریف و دشمنی با اسرائیل بهانه است. دشمن واقعی اقتدارگرایان کروبی و شخصیتهای امثال او و سایر آزادیخواهان است.»
رسانههای هوادار جنبش سبز روز جمعه همچنین خبر دادند که پس از رفع محاصرهی منزل آقای کروبی، یاسر خمینی، نوه بیانگذار جمهوری اسلامی به دیدن آقای کروبی رفت و پس از مشاهده خسارات وارده به محل سکونت ایشان، نسبت به این گونه اقدامهای ماموران حکومت ابراز نگرانی کرد.
حسین کروبی:
حمله مسلحانه به منزل ما، پاسخ آیتالله خامنهای به
نامه مادرم بود
یک شب قبل از روز قدس، منزل مهدی کروبی مورد حمله مسلحانه قرار گرفت. حسین کروبی میگوید، تیرها به لوله آب برخورد کرده و تمام منزل را آب فرا گرفته بود. در حال حاضر تلفنهای ساختمان نیز قطع است.
دویچهوله: آقای کروبی، الان در ایران ساعت حدود دوازده و نیم، بیست دقیقه به یک بعدازظهر جمعه ۱۲ شهریور است. آیا اطراف منزل پدر آرام شده یا اینکه همچنان شلوغ است؟
حسین کروبی: از ساعت هشت و نیم صبح آقایان بلند شدهاند آمدهاند و خانه را محاصره کردهاند. یعنی از شمال و جنوب و شرق و غرب، کاملاً کوچه را محاصره کردهاند. از حدود یکی دو ساعت پیش هم ۲۰-۳۰ تا موتور سوار به آنان ملحق شدهاند. الان جمعیتی تقریباً ۲۰۰ نفره جمع شدهاند و شروع کردهاند به تخریب شیشههایی که سالم مانده بودند. تقریباً هرچه سالم مانده بود و دیشب چون تاریک بود، ندیده بودند، در روز روشن دارند تخریب میکنند. تقریباً نگذاشتهاند هیچچیزی سالم بماند.
درست است که در منزل را به آتش کشیدند؟
بله؛ در منزل را با ریختن بنزین بر روی آن به آتش کشیدند. البته محافظان سریع آب ریختند و آن را خاموش کردند. ولی بنزین ریختند آتش زدند. صبح هم آمدند و سیمهای تلفن خانه را قطع کردند. الان تلفنهای ثابت خانه کاملاً قطع شده است.
دیشب حدود سه چهار ساعت آب نداشتیم. چون تیرهایی که شلیک میکردند، به یکی از لولههای آب برخورد کرد که اصلاً خانه را آب برداشته بود و مجبور شدیم آب ساختمان را قطع کنیم. بالاخره ساعت دو نیمهشب توانستیم یک فرد تأسیساتی را خبر کنیم که آمد و لولهای را که ترکیده بود، درست کرد و توانستیم آب خانه را دوباره وصل کنیم. فعلاً آب و برق داریم.
در خبرها آمده بود که نیروهای گارد ویژه دخالت کردهاند و مهاجمان را عقب راندهاند. آیا این خبر صحت دارد؟
این خبر مال دیشب بوده. ساعت ۱۲ نیمهشب دیشب، بالاخره یگان ویژه آمد اینجا. البته کاری هم نکردند. فقط وقتی آمدند، آنها بلند شدند رفتند. چون خسته هم شده بودند. از ساعت نه و نیم تا آن موقع خیلی شعار، مداحی، روضه و سخنرانی و تخریب کرده بودند. بههرحال فعالیتشان خیلی زیاد بود و خسته شدند رفتند. اما از هشت و نیم صبح امروز مجدداً با اتوبوسهایشان برگشتهاند.
گفته شده که سرتیم محافظان آقای کروبی مجروح و به بیمارستان منتقل شدها. حال ایشان الان چطور است؟
وقتی شروع کردند به تیراندازی به طرف منزل، چون خیلی تیر به سمت خانه انداختند، ایشان میرود بیرون که از آنها خواهش کند تیراندازی نکنند. اما او را میگیرند و به قصد کشت میزنند. ایشان از ناحیهی چشم، سر، دنده و… آسیب شدیدی میبیند. حتی شنیدم، زیر دست و پا و در حال کتک خوردن بیهوش شده است. او را به بیمارستان منتقل کردهاند.
تنها خبری که توانستیم از او بگیریم تا همان دیشب بود که ایشان بیمارستان است. امروز هنوز نتوانستهایم خبری بگیریم. چون اصلاً کسی نمیتواند وارد خانه بشود یا از آن خارج شود.
الان نیروهای مهاجم خانه را محاصره کردهاند یا گارد ویژه؟
خیر؛ همان نیروهای مهاجم هستند.
تیرهایی که شلیک میکردند، تیر مشقی بود یا تیر واقعی؟
خیر؛ تیر واقعی. بیش از ۱۰-۱۵ تیر فقط به آسانسور، دیوارها و… خورده است که فیلمبرداری میکنیم و بعداً فیلماش را میفرستیم.
جمعی از طرفداران آقای کروبی اعلام کردهاند که روز شنبه (فردا) مقابل منزل ایشان تجمع خواهند کرد. البته آقای کروبی از مردم خواستهاند که این کار را نکنند. شما میتوانید از طرف آقای کروبی پیامی در این مورد به ما بدهید؟
من پیام حاجآقا را تکرار میکنم؛ چون دیشب از من خواستهاند از طرف ایشان اعلام کنم و خواهش کنم که هیچکسی چنین کاری نکند. چون اگر کسی به اینجا بیاید، حتماً با او برخورد بدی میکنند و حاجآقا هم اصلاً راضی نیستند که خونی از کسی ریخته شود. آنقدر اوضاع اینجا متشنج است که اگر کسی به اینجا بیاید، درگیری مسلحانه خواهد شد. چون این افراد هم به سلاح گرم و هم به سلاح سرد و هم گاز اشکآور مسلح هستند. دیشب داخل ساختمان گاز اشکآور هم انداختند. یعنی اینها الان به همه چیز مسلح هستند.
خانم کروبی، مادر شما، در این باره نامهای به آیتالله خامنهای نوشته بودند. آیا پاسخی دریافت کردهاند؟
پاسخ نامهی مادرم این بوده که از پریشب آمدهاند و شروع به تخریب کردهاند. دیشب هم که آن را به حد اعلایاش رساندند و امروز هم که تشریف دارند. پاسخ نامه همین بود دیگر.
آقای کروبی، برخورد همسایگان شما چطور است؟ آیا آنها شکایتی نمیکنند؟ نمیخواهند دستکم آنها از اینگونه برخوردها به جایی شکایت کنند؟
دیشب ما شاهد بودیم که چندتا از همسایهها اعتراض کردند که رفتند شیشههای آنها را هم شکستند. یعنی رعب و وحشتی در همسایهها ایجاد کردهاند که بعد از قضیهی دیشب که شیشههایشان را شکستند، کسی جرأت نمیکند حتی از خانهاش بیرون بیاید.
غیر از سرتیم محافظان آقای کروبی، آیا برای بقیهی اعضای خانواده یا خود آقای کروبی مشکلی پیش نیامده؟
نه؛ الحمدالله همه خوب هستند. عروسها، پسرها، حاجآقا، حاجخانم و نوهها همه با هم هستیم و الحمدالله همه خوب هستند.
مصاحبهگر: میترا شجاعی
تحریریه: شهرام احدی
مقالات منتشر شده، ضرورتا بیانگر نظرات سازمان جبهه ملی ایران - آلمان نیست
مسئولیت مقالات با نویسندگان می باشد